پاورپوینت ادعیه و زیارات

مناجات شعبانیه

مجموعه: پاورپوینت ادعیه و زیارات.

به گفته عالم بزرگوار مرحوم «سیّد بن طاووس» در کتاب «اقبال» این مناجات را امیرمؤمنان على (علیه السلام) و فرزندانش ـ علیهم آلاف التحیّة و السلام ـ در ماه شعبان مى خواندند.
از این تعبیر به خوبى روشن مى شود که این مناجات اهمیّت فراوان دارد که همه ائمّه معصومین (علیهم السلام) بر آن مداومت داشتند و مطالعه محتواى آن نیز گواه بر اهمیّت فوق العاده آن است و در واقع یک دوره عرفان اسلامى در بالاترین سطح در آن منعکس شده و اگر انسان مفاهیم این مناجات عظیم را در درون قلب و جان خود پیاده کند، مقامات طولانى سیر و سلوک الى الله را پیموده است.

دریافت فایل متن و ترجمه

monajat-shaabaniyeh-2-600-400.JPG

* ترجمه این مناجات، براساس ترجمه استاد انصاریان تهیه شده است.

* در طراحی پس زمینه این پرده نگار، از طرح های سایت عصر انتظار استفاده شده است.

بِسمِ ٱللهِ ٱلرَّحمٰنِ ٱلرَّحیمِ
اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَٱسمَع دُعائى إِذا دَعَوتُكَ
وَٱسمَع نِدائى إِذا نادَيتُكَ
خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست
و شنوای دعایم باش آنگاه که میخوانمت
و صدایم را بشنو هنگامی که صدایت میکنم
وَ أَقبِل عَلَىَّ إِذا ناجَيتُكَ
فَقَد هَرَبتُ إِلَيكَ وَ وَقَفتُ بَينَ يَدَيكَ
مُستَكيناً لَكَ مُتَضَرِّعاً إِلَيكَ
و به من توجّه کن هنگامیکه با تو مناجات مینمایم
همانا به سوی تو گریختم
و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم
راجياً لِـما لَدَيكَ ثَوابى
وَ تَعلَمُ ما فى نَفسى وَ تَخبُرُ حاجَتى
وَ تَعرِفُ ضَميرى
پاداشی را که نزد توست امیدوارم
آنچه را که در درون دارم میدانی و حاجتم را خبر داری
نهانم را میشناسی
وَ لا يَخفىٰ عَلَيكَ أَمرُ مُنقَلَبى وَ مَثواىَ
وَ ما أُريدُ أَن أُبدِئَ بِهِ مِن مَنطِقى
وَ أَتَفَوَّهُ بِهِ مِن طَلِبَتى وَ أَرجوهُ لِعاقِبَتى
و کار بازگشت به آخرت و خانه ابدی ام بر تو پوشیده نیست
و آنچه میخواهم به زبان آرم و خواهش خویش را بازگو کنم
و هم آنچه را که برای عاقبتم امید دارم، بر تو پنهان نیست
وَ قَد جَرَت مَقاديرُكَ عَلَىَّ يا سَيِّدى
فيما يَكونُ مِنّى إِلىٰ آخِرِ عُمرى مِن سَريرَتى وَ عَلانيَتى
همانا آنچه برای من تقدیر کرده ای ای آقای من،
در آنچه تا پایان عمر بر من فرود می آید
از نهان و آشکارم جاری شده است
وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيرِكَ
زيادَتى وَ نَقصى وَ نَفعى وَ ضَرّى
و تنها به دست توست نه به دست غیر تو،
فزونی و کاستی ام و سود و زیانم
إِلٰهى إِن حَرَمتَنى فَمَن ذَا ٱلَّذى يَرزُقُنى
وَ إِن خَذَلتَنى فَمَن ذَا ٱلَّذى يَنصُرُنى إِلٰهى أَعوذُ بِكَ مِن غَضَبِكَ وَ حُلولِ سَخَطِكَ
معبودم! اگر محرومم کنی پس کیست آنکه به من روزی دهد؟
و اگر خوارم سازی پس کیست آنکه به من یاری رساند؟
خدایا! به تو پناه می آورم از خشمت و از فرود آمدن غضبت
إِلٰهى إِن كُنتُ غَيرَ مُستَأْهِلٍ لِرَحمَتِكَ فَأَنتَ أَهلٌ أَن تَجودَ عَلَىَّ بِفَضلِ سَعَتِكَ
خدایا! اگر شایسته رحمتت نیستم،
تو سزاواری که بر من با فراوانی فضلت بخشش کنی
إِلٰهی كَأَنّى بِنَفسِى واقِفَةٌ بَينَ يَدَيكَ
وَ قَد أَظَلَّها حُسنُ تَوَكُّلى عَلَيكَ
فَقُلتَ ما أَنتَ أَهلُهُ وَ تَغَمَّدتَنى بِعَفوِكَ
معبودم! گویی من با همه هستیام در برابرت ایستاده ام، در حالیکه حسن اعتمادم به تو، بر وجودم سایه افکنده است و آنچه را تو شایسته آنی بر من جاری کرده ای و مرا با عفوت پوشانده ای
إِلٰهى إِن عَفَوتَ فَمَن أَولىٰ مِنكَ بِذٰلِكَ
معبودم! اگر گذشت کنی، چه کسی از تو سزاوارتر به آن است؟
وَ إِن كانَ قَد دَنا أَجَلى وَ لَم يُدنِنى مِنكَ عَمَلى فَقَد جَعَلتُ ٱلإِقرارَ بِٱلذَّنبِ إِلَيكَ وَسيلَتى
و اگر مرگم نزدیک شده باشد و عملم مرا به تو نزدیک نکرده، اعترافم را به گناه، وسیله خویش به بارگاهت قرار دادم
إِلٰهى قَد جُرتُ عَلىٰ نَفسى فِى ٱلنَّظَرِ لَها فَلَهَا ٱلوَيلُ إِن لَم تَغفِر لَها
معبودم! بر وجودم، در فرمان بردن از آن، گناه بار کردم،
پس وای بر او اگر او را نیامرزی
إِلٰهى لَم يَزَل بِرُّكَ عَلَىَّ أَيّامَ حَياتى
فَلا تَقطَع بِرَّكَ عَنّى فى مَماتى
معبودم! نیکیات بر من در روزهای زندگی ام پیوسته بود،
پس نیکی خویش را در هنگام مرگم از من قطع مکن
إِلٰهى كَيفَ آيَسُ مِن حُسنِ نَظَرِكَ لى بَعدَ مَماتى
وَ أَنتَ لَم تُوَلِّنى إِلَّا ٱلجَميلَ فى حَياتى
معبودم! چگونه از حسن توجهت پس از مرگم ناامید شوم؟ درحالیکه در طول زندگیام مرا جز به نیکی سرپرستی نکردی
إِلٰهى تَوَلَّ مِن أَمرى ما أَنتَ أَهلُهُ
وَ عُد عَلَىَّ بِفَضلِكَ عَلىٰ مُذنِبٍ قَد غَمَرَهُ جَهلُهُ
خدایا کارم را چنانکه سزاوار آنی بر عهده گیر،
خدایا به سوی من با احسانت بازگرد، به سوی گناهکاری که جهلش سراپایش را پوشانده
إِلٰهى قَد سَتَرتَ عَلَىَّ ذُنوباً فِى ٱلدُّنيا
وَ أَنَا أَحوَجُ إِلىٰ سَترِها عَلَىَّ مِنكَ فِى ٱلأُخرىٰ
خدایا! گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی
که بر پوشاندن آنها در آخرت نیازمندترم
]إِلٰهى قَد أَحسَنتَ إِلَىَّ[ إِذ لَم تُظهِرها لِأَحَدٍ مِن عِبادِكَ ٱلصّالِحينَ فَلاتَفضَحنى يَومَ ٱلقيامَةِ عَلىٰ رُؤُوسِ ٱلأَشهادِ
]معبودم! محققاً به من نیکی کردی[ چرا که گناهم را در دنیا برای هیچیک از بندگان شایسته ات آشکار نکردی، پس مرا در قیامت در برابر دیدگان مردم رسوا مکن
إِلٰهى جودُكَ بَسَطَ أَمَلى
وَ عَفوُكَ أَفضَلُ مِن عَمَلى
معبودم! جود تو آرزویم را گسترده ساخت
و عفو تو از عمل من برتری گرفت
إِلٰهى فَسُرَّنى بِلِقائِكَ يَومَ تَقضى فيهِ بَينَ عِبادِكَ
معبودم! روزی که در آن بین بندگانت داوری میکنی، مرا به دیدارت خوشحال کن
إِلٰهىِ ٱعتِذارى إِلَيكَ ٱعتِذارُ مَن لَم يَستَغنِ عَن قَبولِ عُذرِهِ فَٱقبَل عُذرى يا أَكرَمَ مَنِ ٱعتَذَرَ إِلَيهِ ٱلـمُسيئُونَ
معبودم! عذرخواهی من از پیشگاهت عذرخواهی کسی است که از پذیرفتن عذرش بینیاز نگشته، پس عذرم را بپذیر ای کریمترین کسی که بدکاران از او پوزش خواستند
إِلٰهى لاتَرُدَّ حاجَتى
وَ لا تُخَيِّب طَمَعى
وَ لا تَقطَع مِنكَ رَجائى وَ أَمَلى
معبودم! حاجتم را برمگردان
و طمعم را قرین نومیدی مساز
و امید و آرزویم را از خود قطع مکن
إِلٰهى لَو أَرَدتَ هَوانى لَم تَهدِنى
وَ لَو أَرَدتَ فَضيحَتى لَم تُعافِنى
معبودم! اگر خواری ام را میخواستی، هدایتم نمی کردی
و اگر رسوایی ام را خواسته بودی سلامتیام نمی بخشیدی
إِلٰهى ما أَظُنُّكَ تَرُدُّنى فى حاجَةٍ
قَد أَفنَيتُ عُمرى فى طَلَبِها مِنكَ
معبودم! این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در پیگیری اش سپری کرده ام، از درگاهت بازگردانی
إِلٰهى فَلَكَ ٱلحَمدُ أَبَداً أَبَداً
دائِماً سَرمَداً يَزيدُ وَ لا يَبيدُ
كَما تُحِبُّ وَ تَرضىٰ
معبودم! تو را سپاس، سپاسی ابدی و جاودانه
همیشگی و بی پایان، سپاسی که افزون شود و نابود نگردد
آنگونه که پسندی و خشنود گردی
إِلٰهى إِن أَخَذتَنى بِجُرمى أَخَذتُكَ بِعَفوِكَ
وَ إِن أَخَذتَنى بِذُنوبِى أَخَذتُكَ بِمَغفِرَتِكَ وَ إِن أَدخَلتَنِى ٱلنّارَ أَعلَمتُ أَهلَها أَنّى أُحِبُّكَ
خدایا! اگر مرا بر جرمم بگیری، من نیز تو را به عفوت بگیرم
و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم
إِلٰهى إِن كانَ صَغُرَ فى جَنبِ طاعَتِكَ عَمَلى
فَقَد كَبُرَ فى جَنبِ رَجائِكَ أَمَلى
خدایا! اگر عملم در برابر طاعتت کوچک بوده
همانا از جهت امیدِ به تو، آرزویم بزرگ است
إِلٰهى كَيفَ أَنقَلِبُ مِن عِندِكَ بِٱلخَيبَةِ مَحروماً وَ قَد كانَ حُسنُ ظَنّى بِجودِكَ أَن تَقلِبَنى بِٱلنَّجاةِ مَرحوماً
معبودم! چگونه از بارگاهت با نومیدی و محرومیت بازگردم
در حالیکه خوشگمانی ام به بخشش و وجودت این بوده که مرا نجات یافته و بخشیده باز میگردانی
إِلٰهى وَ قَد أَفنَيتُ عُمرى فى شِرَّةِ ٱلسَّهوِ عَنكَ
وَ أَبلَيتُ شَبابى فى سَكرَةِ ٱلتَّباعُدِ مِنكَ
معبودم! عمرم را در آزمندی بیخبری از تو نابود کردم
و جوانی ام را در مستی دوری از تو فرسوده نمودم
إِلٰهى فَلَم أَستَيقِظ أَيّامَ ٱغتِرارى بِكَ
وَ رُكونى إِلىٰ سَبيلِ سَخَطِكَ
معبودم! در روزگار غرور نسبت به تو، بیدار نشدم
و هنگام اعتماد کردنم به لذتهای دنیا به خشم تو آگاه نگشتم
إِلٰهى وَ أَنَا عَبدُكَ وَٱبنُ عَبدِكَ
قائِمٌ بَينَ يَدَيكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيكَ
معبودم! و من بنده تو و فرزند بنده توأم،
در برابرت ایستاده ام، به وسیلۀ بزرگواریات به حضرت تو متوسّلم
إِلٰهى أَنَا عَبدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيكَ مِمّا كُنتُ أُواجِهُكَ بِهِ مِن قِلَّةِ ٱستِحيائى مِن نَظَرِكَ
معبودم! بندهای هستم که به درگاهت از آنچه با آن با تو روبرو بوده ام از کمی حیایم از مراقبتت نسبت به من بیزاری میجویم
وَ أَطلُبُ ٱلعَفوَ مِنكَ
إِذِ ٱلعَفوُ نَعتٌ لِكَرَمِكَ
و از تو درخواست گذشت میکنم
زیرا گذشت صفتی در خور کرم توست
إِلٰهى لَم يَكُن لى حَولٌ فَأَنتَقِلَ بِهِ عَن مَعصيَتِكَ إِلّا فى وَقتٍ أَيقَظتَنى لِـمَحَبَّتِكَ
وَ كَما أَرَدتَ أَن أَكونَ كُنتُ
معبودم! برایم نیرویی نیست که خود را بهوسیله آن از عرصه نافرمانی ات بیرون برم، مگر آنگاه که به محبّتت بیدارم سازی
و آنچنانکه خواستی باشم
فَشَكَرتُكَ بِإِدخالى فى كَرَمِكَ
وَ لِتَطهيرِ قَلبى مِن أَوساخِ ٱلغَفلَةِ عَنكَ
پس تو را سپاس میگذارم، برای اینکه در آستان بزرگواری ات واردم کردی و هم اینکه دلم را از آلایه های بیخبری از حضرتت پاک نمودی
إِلٰهىِ ٱنظُر إِلَىَّ نَظَرَ مَن نادَيتَهُ فَأَجابَكَ
وَٱستَعمَلتَهُ بِمَعونَتِكَ فَأَطاعَكَ
معبودم! بر من نظر کن، نظر به کسی که صدایش کردی و تو را اجابت کرد و به یاری ات به کارش گماشتی و او از تو اطاعت کرد
يا قَريباً لايَبعُدُ عَنِ ٱلـمُغتَرِّ بِهِ
وَ يا جَواداً لايَبخَلُ عَمَّن رَجا ثَوابَهُ
ای نزدیکی که از فریفتگان دور نمیشود
و ای سخاوتمندی که از امید بستگان به پاداشش دریغ نمیورزد
إِلٰهى هَب لى قَلباً يُدنيهِ مِنكَ شَوقُهُ
وَ لِساناً يُرفَعُ إِلَيكَ صِدقُهُ
وَ نَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنكَ حَقُّهُ
معبودم! قلبی به من عطا کن که اشتیاقش او را به تو نزدیک کند و زبانی که صدقش به جانب تو بالا برده شود
و نگاهی که حق بودنش، او را به تو نزدیک نماید
إِلٰهى إِنَّ مَن تَعَرَّفَ بِكَ غَيرُ مَجهولٍ
وَ مَن لاذَبِكَ غَيرُ مَخذولٍ
وَ مَن أَقبَلتَ عَلَيهِ غَيرُ مَملوكٍ[مَملولٍ]
معبودم! کسی که به تو شناخته شد، ناشناخته نیست
و آنکه به تو پناهنده شد، خوار نیست
و هرکه را تو به او روی آوری، برده نیست
إِلٰهى إِنَّ مَنِ ٱنتَهَجَ بِكَ لـَمُستَنيرٌ
وَ إِنَّ مَنِ ٱعتَصَمَ بِكَ لـَمُستَجيرٌ
معبودم! آنکه به تو راه جوید راهش روشن است
و آنکه به تو پناه جوید در پناه توست
وَ قَد لُذتُ بِكَ يا إِلٰهى
فَلا تُخَيِّب ظَنّى مِن رَحمَتِكَ
وَ لا تَحجُبنى عَن رَأْفَتِكَ
و من به تو پناه آوردم ای معبودم
پس گمانم را از رحمتت ناامید مکن
و از مهربانیات محرومم مساز
إِلٰهى أَقِمنى فى أَهلِ وِلايَتِكَ
مُقامَ مَن رَجَا ٱلزّيادَةَ مِن مَحَبَّتِكَ
معبودم! در میان اهل ولایتت برنشانم
نشاندن آنکه به افزون شدن محبّتت امید بسته
إِلٰهى وَ أَلهِمنى وَلَهاً بِذِكرِكَ إِلىٰ ذِكرِكَ
وَ هِمَّتى فى رَوحِ نَجاحِ أَسمائِكَ
وَ مَحَلِّ قُدسِكَ
معبودم! شیفتگی به ذکرت را پیوسته به من الهام کن
و همّتم را در نسیم کامیابی نامهایت
و جایگاه قدست قرار ده
إِلٰهى بِكَ عَلَيكَ إِلّا أَلحَقتَنى بِمَحَلِّ أَهلِ طاعَتِكَ وَٱلـمَثوَى ٱلصّالِحِ مِن مَرضاتِكَ
معبودم! بهحق خودت بر خودت، مرا به جایگاه اهل طاعتت و جایگاه شایسته از خشنودیات برسان
فَإِنّى لاأَقدِرُ لِنَفسى دَفعاً
وَ لا أَملِكُ لَها نَفعاً
زیرا که من نه بر دفعی از خود قدرت دارم
و نه بر نفع خویش مالک هستم
إِلٰهى أَنَا عَبدُكَ ٱلضَّعيفُ ٱلـمُذنِبُ وَ مَملُوكُكَ ٱلـمُنيبُ فَلاتَجعَلنى مِمَّن صَرَفتَ عَنهُ وَجهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهوُهُ عَن عَفوِكَ
معبودم! من بنده ناتوان گنهکار توأم و برده توبهکننده به پیشگاهت، مرا از کسانی که رویت را از آنان برگرداندی قرار مده و نه از کسانی که غفلتشان از بخششت محرومشان نموده
إِلٰهى هَب لى كَمالَ ٱلإِنقِطاعِ إِلَيكَ
وَ أَنِر أَبصارَ قُلوبِنا بِضياءِ نَظَرِها إِلَيكَ
معبودم! کمال جدایی از مخلوقات را، برای رسیدن کامل به خودت به من ارزانی کن
و دیدگان دلهایمان را به پرتو نگاه بهسوی خویش روشن کن
حَتَّىٰ تَخرِقَ أَبصارُ ٱلقُلوبِ حُجُبَ ٱلنّورِ فَتَصِلَ إِلىٰ مَعدِنِ ٱلعَظَمَةِ
وَ تَصيرَ أَرواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدسِكَ
تا دیدگان دل، پرده های نور را دریده
و به سرچشمه عظمت دست یابد
و جانهایمان آویخته به شکوه قدست گردد
إِلٰهی وَٱجعَلنِى مِمَّن نادَيتَهُ فَأَجابَكَ
وَ لاحَظتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ
فَناجَيتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهراً
خدایا! مرا از کسانی قرار ده که صدایشان کردی، پس پاسخت دادند، به آنها توجه فرمودی، پس در برابر بزرگی ات مدهوش شدند و با آنان راز پنهان گفتی و آنان آشکارا برای تو کار کردند
إِلٰهى لَم أُسَلِّط عَلىٰ حُسنِ ظَنّى
قُنوطَ ٱلأَياسِ
وَ لَا ٱنقَطَعَ رَجائى مِن جَميلِ كَرَمِكَ
معبودم! بر خوش بینی ام ناامیدی و یأس را چیره نسازم
و امیدم از زیبایی کرمت قطع نشود
إِلٰهى إِن كانَتِ ٱلخَطايا قَد أَسقَطَتنى لَدَيكَ فَٱصفَح عَنّى بِحُسنِ تَوَكُّلى عَلَيكَ
معبودم! اگر خطاهایم مرا از نظرت انداخته،
به خاطر حسن اعتمادم بر تو از من چشم پوشی کن
إِلٰهى إِن حَطَّتنِى ٱلذُّنوبُ مِن مَكارِمِ لُطفِكَ فَقَد نَبَّهَنِى ٱليَقينُ إِلىٰ كَرَمِ عَطفِكَ
معبودم! اگر گناهان، از جایگاه شرافتمندانه لطفت مرا پائین آورده، اما یقین به کرم عطوفتت هشیارم کرده
إِلٰهِى إِن أَنامَتنِى ٱلغَفلَةُ عَنِ ٱلإِستِعدادِ لِلِقائِكَ فَقَد نَبَّهَتنِى ٱلـمَعرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ
معبودم، اگر غفلت از آماده شدن برای دیدارت به خوابم فرو برده، ولی معرفت به نعمتهای کریمانه ات مرا بیدار ساخته است
إِلٰهِى إِن دَعانى إِلَى ٱلنّارِ عَظيمُ عِقابِكَ فَقَد دَعانى إِلَى ٱلجَنَّةِ جَزيلُ ثَوابِكَ
معبودم! اگر بزرگی مجازاتت مرا به سوی آتش فرا خوانده هرآینه ثواب برجسته ات مرا به سوی بهشت دعوت کرده
إِلٰهى فَلَكَ أَسأَلُ وَ إِلَيكَ أَبتَهِلُ وَ أَرغَبُ وَ أَسأَلُكَ أَن تُصَلّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
معبودم! از تو میخواهم و به پیشگاهت زاری نموده و شوق میورزم و از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی
وَ أَن تَجعَلَنى مِمَّن يُديمُ ذِكرَكَ
وَ لا يَنقُضُ عَهدَكَ وَ لا يَغفُلُ عَن شُكرِكَ وَ لا يَستَخِفُّ بِأَمرِكَ
و مرا از کسانی قرار دهی که ذکرت را همواره بر زبان دارند
و پیمانت را نمیشکنند و از سپاست غافل نمیشوند و فرمانت را سبک نمیشمارند
إِلٰهى وَ أَلحِقنى بِنورِ عِزِّكَ ٱلأَبهَجِ فَأَكونَ لَكَ عارِفاً وَ عَن سِواكَ مُنحَرِفاً وَ مِنكَ خائِفاً مُراقِباً يا ذَاٱلجَلالِ وَٱلإِكرامِ
خدایا! مرا به نور عزّت بسیار زیبایت برسان تا عارف به وجودت گردم و از غیر تو رویگردان شوم و از تو هراسان و برحذر باشم، ای دارای بزرگی و رأفت و محبت
وَ صَلَّى ٱللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ رَسولِهِ
وَ آلِهِ ٱلطّاهِرينَ
وَ سَلَّمَ تَسليماً كَثيراً
و درود خدا و سلام بسیار او بر محمّد فرستادهاش
و برخاندان پاکش باد.

 

رمزینه این صفحه

Qr Code

رمزینه وبگاه

Qr Code