پاورپوینت ادعیه و زیارات

دعای کمیل

مجموعه: پاورپوینت ادعیه و زیارات.

مطابق روایتى که «سیّد بن طاووس» نقل مى کند، حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) به کمیل بن زیاد فرمود: این دعاى حضرت خضر است، اگر آن را یاد گرفتى، در هر شب جمعه و یا ماهى یک بار و یا لااقل در هر سال یک مرتبه و حتّى در تمام عمرت یک بار آن را بخوان که براى کفایت از شرّ دشمنان و کسب روزى و آمرزش گناهان مفید خواهد بود.مرحوم «کفعمى» در «مصباح» از کمیل بن زیاد نقل مى کند که دیدم حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) این دعا را در شب نیمه شعبان در سجده خواند.

دریافت فایل متن و ترجمه

doaye-komeil-2-600-400.JPG

* ترجمه این دعا، براساس ترجمه استاد انصاریان تهیه شده است.

* در طراحی پس زمینه این پرده نگار، از طرح های سایت عصر انتظار استفاده شده است.

 

بِسمِ ٱللهِ ٱلرَّحمٰنِ ٱلرَّحیمِ
اَللّٰهُمَّ إِنّى أَسأَلُكَ بِرَحمَتِكَ ٱلَّتى وَسِعَت كُلَّ شَىءٍ وَ بِقُوَّتِكَ ٱلَّتى قَهَرتَ بِها كُلَّ شَىءٍ وَ خَضَعَ لَها كُلُّ شَىءٍ وَ ذَلَّ لَها كُلُّ شَىءٍ
خدایا از تو درخواست میکنم، به رحمتت که همه چیز را فراگرفته و به نیرویت که با آن بر هر چیز چیره گشتی و در برابر آن هر چیز فروتنی کرده و همه چیز خوار شده
وَ بِجَبَروتِكَ ٱلَّتى غَلَبتَ بِها كُلَّ شَىءٍ
وَ بِعِزَّتِكَ ٱلَّتى لايَقومُ لَها شَىءٌ
وَ بِعَظَمَتِكَ ٱلَّتى مَلَأَت كُلَّ شَىءٍ
و به نیروی مطلقت که با آن بر همه چیزی برتری یافتی
و به توانایی ات که چیزی در برابرش تاب نیاورد
و به بزرگی ات که همه چیز را پر کرده
وَ بِسُلطانِكَ ٱلَّذى عَلا كُلَّ شَىءٍ
وَ بِوَجهِكَ ٱلباقى بَعدَ فَناءِ كُلِّ شَىءٍ
وَ بِأَسمائِكَ ٱلَّتى مَلَأَت أَركانَ كُلِّ شَىءٍ
و به پادشاهی ات که برتر از همه چیز قرار گرفته
و به ذاتت که پس از نابودی همه چیز باقی است
و به نامهایت که پایه های همه چیز را انباشته
وَ بِعِلمِكَ ٱلَّذى أَحاطَ بِكُلِّ شَىءٍ
وَ بِنورِ وَجهِكَ ٱلَّذى أَضاءَ لَهُ كُلُّ شَىءٍ
و به دانشت که بر همه چیز احاطه کرده
و به نور ذاتت که همه چیز در پرتو آن تابنده شده
يا نورُ يا قُدّوسُ
يا أَوَّلَ ٱلأَوَّلينَ وَ يا آخِرَ ٱلآخِرينَ
ای نور، ای پاک از هر عیب،
ای آغاز هر آغاز و ای پایان هر پایان
اَللّٰهُمَّ ٱغفِر لـىَ ٱلذُّنوبَ ٱلَّتى تَهتِكُ ٱلعِصَمَ
اَللّٰهُمَّ ٱغفِر لـىَ ٱلذُّنوبَ ٱلَّتى تُنزِلُ ٱلنِّقَمَ
خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که پرده مصونیتم می درد، خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که کیفرها را فرو می بارند،
اَللّٰهُمَّ ٱغفِر لـىَ ٱلذُّنوبَ ٱلَّتى تُغَيِّرُ ٱلنِّعَمَ
اَللّٰهُمَّ ٱغفِر لـىَ ٱلذُّنوبَ ٱلَّتى تَحبِسُ ٱلدُّعاءَ
خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی که نعمتها را دگرگون میسازند، خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که دعا را از اجابت بازمیدارند،
اَللّٰهُمَّ ٱغفِر لـىَ ٱلذُّنوبَ ٱلَّتى تُنزِلُ ٱلبَلاءَ
اَللّٰهُمَّ ٱغفِر لـى كُلَّ ذَنبٍ أَذنَبتُهُ
وَ كُلَّ خَطيئَةٍ أَخطَأْتُها
خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی که بلا را نازل میکند؛
خدایا! بیامرز برایم همه گناهانی را که مرتکب شدم
و تمام خطاهایی که به آنها آلوده گشتم
اَللّٰهُمَّ إِنّى أَتَقَرَّبُ إِلَيكَ بِذِكرِكَ
وَ أَستَشفِعُ بِكَ إِلىٰ نَفسِكَ
خدایا! با یاد تو به سویت نزدیکی می جویم و از ناخشنودی تو به درگاه خودت شفاعت میطلبم
وَ أَسأَلُكَ بِجودِكَ أَن تُدنيَنى مِن قُربِكَ
وَ أَن توزِعَنى شُكرَكَ
وَ أَن تُلهِمَنى ذِكرَكَ
و از تو میخواهم به بخشندگی ات مرا به بارگاه قرب خویش نزدیک گردانی و سپاس خود را در دلم اندازی
و یادت را به من الهام کنی،
اَللّٰهُمَّ إِنّى أَسأَلُكَ سُؤالَ خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ أَن تُسامِحَنى وَ تَرحَمَنى
خدایا! از تو درخواست میکنم، درخواست بنده ای فروتن، خوار و افتاده که با من مدارا نمایی و به من رحم کنی
وَ تَجعَلَنى بِقِسمِكَ راضياً قانِعاً
وَ فى جَمِيعِ ٱلأَحوالِ مُتَواضِعاً
و به آنچه روزی ام نموده ای خشنود و قانع بداری
و در تمام حالات در عرصه ی فروتنی ام قراردهی
اَللّٰهُمَّ وَ أَسأَلُكَ سُؤالَ مَنِ ٱشتَدَّت فاقَتُهُ وَ أَنزَلَ بِكَ عِندَ ٱلشَّدائِدِ حاجَتَهُ
وَ عَظُمَ فيما عِندَكَ رَغبَتُهُ
خدایا! از تو درخواست میکنم درخواست کسی که سخت تهیدست شده و بار نیازش را به هنگام گرفتاریها به آستان تو فرود آورده و میلش به آنچه نزد توست فزونی یافته،
اَللّٰهُمَّ عَظُمَ سُلطانُكَ وَ عَلا مَكانُكَ
وَ خَفىَ مَكرُكَ وَ ظَهَرَ أَمرُكَ
خدایا! فرمانروایی ات بس بزرگ و مقامت والا
و تدبیرت پنهان و فرمانت آشکار
وَ غَلَبَ قَهرُكَ وَ جَرَت قُدرَتُكَ
وَ لا يُمكِنُ ٱلفِرارُ مِن حُكومَتِكَ
و کوبندگی ات چیره و قدرتت جاری و روان
و گریز از حکومتت نشدنی است
اَللّٰهُمَّ لاأَجِدُ لِذُنوبى غافِراً
وَ لا لِقَبائِحى ساتِراً وَ لا لِشَىءٍ مِن عَمَلىَ ٱلقَبيحِ بِٱلحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيرَكَ
خدایا! آمرزنده ای برای گناهانم
و پرده پوشی برای زشتکاری هایم و تغییر دهنده ای برای کار زشتم به زیبایی، جز تو نمی یابم
لاإِلٰهَ إِلّا أَنتَ سُبحَانَكَ وَ بِحَمدِكَ
ظَلَمتُ نَفسى وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهلى
وَ سَكَنتُ إِلىٰ قَديمِ ذِكرِكَ لى وَ مَنِّكَ عَلَىَّ
معبودی جز تو نیست، پاک و منزّهی و به ستایشت برخاسته ام، به خود ستم کردم و از روی نادانی جسارت و دلیری کردم و به یاد دیرینه ات از من و بخششت بر من به آرامش نشستم،
اَللّٰهُمَّ مَولاىَ كَم مِن قَبيحٍ سَتَرتَهُ
وَ كَم مِن فادِحٍ مِنَ ٱلبَلاءِ أَقَلتَهُ
وَ كَم مِن عِثارٍ وَقَيتَهُ
خدایا! ای سرور من چه بسیار زشتی مرا پوشاندی و چه بسیار بلاهای سنگین و بزرگی که از من معاف کردی و چه بسیار لغزشی که مرا از آن نگهداشتی
وَ كَم مِن مَكروهٍ دَفَعتَهُ
وَ كَم مِن ثَناءٍ جَميلٍ لَستُ أَهلاً لَهُ نَشَرتَهُ
و چه بسیار ناپسندی که از من دور کردی و چه بسیار ستایش نیکویی که شایسته آن نبودم و تو در میان مردم پخش کردی
اَللّٰهُمَّ عَظُمَ بَلائى وَ أَفرَطَ بى سوءُ حالى
وَ قَصُرَت بى أَعمالى وَ قَعَدَت بى أَغلالى
خدایا! بلایم بزرگ شده و زشتی حالم از حدّ گذشته
و کردارم بی لیاقت و بی خبرم ساخته و زنجیرهای گناه مرا زمین گیر کرده
وَ حَبَسَنى عَن نَفعى بُعدُ أَمَلى
وَ خَدَعَتنِى ٱلدُّنيا بِغُرورِها
وَ نَفسى بِجِنايَتِها وَ مِطالى
و دوری آرزوهایم مرا زندانی ساخته
و دنیا با غرورش
و نفسم با جنایتش و امروز و فردا کردنم مرا نسبت به تو فریفته
يا سَيِّدى فَأَسأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَن لايَحجُبَ عَنكَ دُعائى سوءُ عَمَلى وَ فِعالى
ای سرورم از تو درخواست میکنم به توانمندی ات که مانع نشود از اجابت دعایم به درگاهت، بدی عمل و زشتی کردارم
وَ لاتَفضَحنى بِخَفيِّ مَاٱطَّلَعتَ عَلَيهِ مِن سِرّى
و مرا با آنچه از اسرار نهانم میدانی رسوا مسازی
وَ لا تُعاجِلنى بِٱلعُقوبَةِ عَلىٰ ما عَمِلتُهُ فى خَلَواتى مِن سوءِ فِعلى وَ إِساءَتى وَ دَوامِ تَفريطِى وَ جَهالَتى وَ كَثرَةِ شَهَواتى وَ غَفلَتى
و در کیفر آنچه در خلوتهایم انجام دادم، از زشتی کردار و بدی رفتار و تداوم کوتاهی ام در وظایف و نادانی و بسیاری شهواتم و بی خبری ام، شتاب نکنی
وَ كُنِ ٱللّٰهُمَّ بِعِزَّتِكَ لى فى كُلِّ ٱلأَحوالِ رَؤُوفاً وَ عَلَىَّ فى جَميعِ ٱلأُمورِ عَطوفاً
خدایا! با من در همه احوال مهر ورز باش
و بر من در هر کارم به دیده لطف بنگر
إِلٰهى وَ رَبّى مَن لى غَيرُكَ
أَسأَلُهُ كَشفَ ضُرّى وَٱلنَّظَرَ فى أَمرى
خدایا، پروردگارا، جز تو که را دارم؟ تا برطرف شدن ناراحتی و نظر لطف در کارم را از او درخواست کنم
إِلٰهى وَ مَولاىَ أَجرَيتَ عَلَىَّ حُكماً ٱتَّبَعتُ فيهِ هَوىٰ نَفسى
وَ لَم أَحتَرِس فيهِ مِن تَزيينِ عَدُوّى
خدای من و سرور من، حکمی را بر من جاری ساختی که هوای نفسم را در آن پیروی کردم
و از فریبکاری آرایش دشمنم نهراسیدم
فَغَرَّنى بِما أَهوىٰ وَ أَسعَدَهُ عَلىٰ ذٰلِكَ ٱلقَضاءُ
پس مرا به خواهش دل فریفت و بر این امر، اختیار و اراده ام یاریش کرد
فَتَجاوَزتُ بِما جَرىٰ عَلَىَّ مِن ذٰلِكَ بَعضَ حُدودِكَ وَ خالَفتُ بَعضَ أَوامِرِكَ
پس بدینسان و بر پایه گذشته هایم از حدودت گذشتم و با برخی از دستوراتت مخالفت کردم
فَلَكَ ٱلحَمدُ عَلَىَّ فى جَميعِ ذٰلِكَ
وَ لا حُجَّةَ لى فيما جَرىٰ عَلَىَّ فيهِ قَضاؤُكَ وَ أَلزَمَنى حُكمُكَ وَ بَلاؤُكَ
پس حجت در همه اینها فقط برای توست؛
و مرا هیچ دلیل و حجتی نیست در آنچه بر من از سوی قضایت جاری شده و فرمان و آزمایشت ملزمم نموده
وَ قَد أَتَيتُكَ يا إِلٰهى
بَعدَ تَقصيرى وَ إِسرافى عَلىٰ نَفسى
ای خدای من، اینک به پیشگاهت آمدم،
پس از کوتاهی در عبادت و زیاده روی در خواهشهای نفس
مُعتَذِراً نادِماً مُنكَسِراً مُستَقيلاً مُستَغفِراً مُنيباً مُقِرّاً مُذعِناً مُعتَرِفاً
عذرخواه، پشیمان، شکسته دل، جویای گذشت، طالب آمرزش،
بازگشت کنان با حالت اقرار و اذعان و اعتراف به گناه
لاأَجِدُ مَفَرّاً مِمّا كانَ مِنّى وَ لا مَفزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيهِ فی أَمرى غَيرَ قَبو لِكَ عُذرى وَ إِدخالِكَ إِيّاىَ فى سَعَةِ رَحمَتِكَ
بی آنکه گریزگاهی از آنچه از من سرزده بیابم و نه پناهگاهی که به آن روی آورم پیدا کنم، جز اینکه پذیرای عذرم باشی و مرا در رحمت فراگیرت بگنجانی.
اَللّٰهُمَّ فَٱقبَل عُذرى
وَٱرحَم شِدَّةَ ضُرّى
وَ فُكَّنى مِن شَدِّ وَثاقى
خدایا! پس عذرم را بپذیر
و به بدحالی ام رحم کن
و از بند محکم گناه رهایم ساز
يا رَبِّ ٱرحَم ضَعفَ بَدَنى
وَ رِقَّةَ جِلدى
وَ دِقَّةَ عَظمى
پروردگارا! بر ناتوانی جسمم
و نازکی پوستم
و نرمی استخوانم رحم کن
يا مَن بَدَأَ خَلقى وَ ذِكرى وَ تَربيَتى وَ بِرّى وَ تَغذيَتى
هَبنى لِٱبتِداءِ كَرَمِكَ وَ سالِفِ بِرِّكَ بى
ای که آغازگر آفرینش و یاد و پرورش و نیکی بر من و تغذیه ام بوده ای، اکنون مرا ببخش به همان بزرگواری نخستت و پیشینه احسانت بر من
يا إِلٰهى وَ سَيِّدى وَ رَبّى أَتُراكَ مُعَذِّبى بِنارِكَ بَعدَ تَوحيدِكَ وَ بَعدَ مَا ٱنطَوىٰ عَلَيهِ قَلبى مِن مَعرِفَتِكَ
ای خدای من و سرور و پروردگارم، آیا مرا به آتش دوزخ عذاب کنی، پس از اقرار به یگانگی ات و پس از آنکه دلم از نور شناخت تو روشنی گرفت
وَ لَهِجَ بِهِ لِسانِى مِن ذِكرِكَ وَٱعتَقَدَهُ ضَميرى مِن حُبِّكَ وَ بَعدَ صِدقِ ٱعتِرافى وَ دُعائى خاضِعاً لِرُبوبيَّتِكَ
و زبانم در پرتو آن به ذکرت گویا گشت و پس از آنکه درونم از باور به تو لبریز شد و پس از مخلص بودنم در اعتراف و درخواست متواضعانه ام در برابر پروردگاری ات؟
هَيهاتَ أَنتَ أَكرَمُ مِن أَن تُضَيِّعَ مَن رَبَّيتَهُ أَو تُبعِدَ مَن أَدنَيتَهُ أَو تُشَرِّدَ مَن آوَيتَهُ
باور نمیکنم چه آن بسیار بعید است و تو بزرگوارتر از آن هستی که پرورده ات را تباه کنی یا آن را که به خود نزدیک کرده ای دور کنی یا آن را که پناه دادی از خود برانی
أَو تُسَلِّمَ إِلَى ٱلبَلاءِ مَن كَفَيتَهُ وَ رَحِمتَهُ
یا آن را که خود کفایت نموده ای و به او رحم کردی به موج بلا واگذاری!
وَ لَيتَ شِعرى يا سَيِّدى وَ إِلٰهى وَ مَولاىَ أَتُسَلِّطُ ٱلنّارَ عَلىٰ وُجوهٍ خَرَّت لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً
ای کاش میدانستم ای سرورم و معبودم و مولایم، آیا آتش را بر صورتهایی که برای عظمتت سجده کنان بر زمین نهاده شده چیره میکنی
وَ عَلىٰ أَلسُنٍ نَطَقَت بِتَوحيدِكَ صادِقَةً
وَ بِشُكرِكَ مادِحَةً
وَ عَلىٰ قُلوبٍ ٱعتَرَفَت بِإِلٰهيَّتِكَ مُحَقِّقَةً
و نیز بر زبانهایی که صادقانه به توحیدت و به سپاست مدح کنان گویا شده و هم بر دلهایی که بر پایه تحقیق به خداوندیت اعتراف کرده؛
وَ عَلىٰ ضَمائِرَ حَوَت مِنَ ٱلعِلمِ بِكَ حَتَّىٰ صارَت خاشِعَةً
و بر نهادهایی که معرفت به تو آنها را فراگرفته تا آنجا که در پیشگاهت افتادگی کرده
وَ عَلىٰ جَوارِحَ سَعَت إِلىٰ أَوطانِ تَعَبُّدِكَ طائِعَةً وَ أَشارَت بِٱستِغفارِكَ مُذعِنَةً
و به اعضایی که مشتاقانه به سوی پرستشگاه هایت شتافته اند و اقرار کنان جویای آمرزش تو بوده اند، شگفتا این همه را به آتش میسوزانی!
ما هٰكَذَا ٱلظَّنُّ بِكَ
وَ لا أُخبِرنا بِفَضلِكَ عَنكَ يا كَريمُ
هرگز چنین گمانی به تو نیست
و از فضل و احسان تو چنین خبری داده نشده، ای بزرگوار
يا رَبِّ وَ أَنتَ تَعلَمُ ضَعفى عَن قَليلٍ مِن بَلاءِ ٱلدُّنيا وَ عُقوباتِها
وَ ما يَجرى فيها مِنَ ٱلـمَكارِهِ عَلىٰ أَهلِها
ای پروردگار! و تو از ناتوانی ام در برابر اندکی از غم و اندوه دنیا و کیفرهای آن و آنچه از ناگواریها بر اهلش میگذرد آگاهی
عَلىٰ أَنَّ ذٰلِكَ بَلاءٌ وَ مَكروهٌ قَليلٌ مَكثُهُ يَسيرٌ بَقاؤُهُ قَصيرٌ مُدَّتُهُ
با آنکه این غم و اندوه و ناگواری درنگش کم، بقایش اندک و مدّتش کوتاه است؛
فَكَيفَ ٱحتِمالى لِبَلاءِ ٱلآخِرَةِ
وَ جَلِيلِ وُقوعِ ٱلـمَكارِهِ فيها
وَ هُوَ بَلاءٌ تَطولُ مُدَّتُهُ وَ يَدومُ مَقامُهُ
پس چگونه خواهد بود تاب و توانم در برابر بلای آخرت
و فرود آمدن ناگواریها در آن جهان بر جسم و جانم
و حال آنکه زمانش طولانی و جایگاهش ابدی است
وَ لا يُخَفَّفُ عَن أَهلِهِ لِأَنَّهُ لايَكونُ إِلّا عَن غَضَبِكَ وَٱنتِقامِكَ وَ سَخَطِكَ وَ هٰذا ما لاتَقومُ لَهُ ٱلسَّماواتُ وَٱلأَرضُ
و تخفیفی برای اهل آن بلا نخواهد بود، چراکه مایه آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودی تو نیست و این چیزی است که در برابرش آسمانها و زمین تاب نیاورند
يا سَيِّدى فَكَيفَ لى
وَ أَنَا عَبدُكَ ٱلضَّعيفُ ٱلذَّليلُ ٱلحَقيرُ
ٱلـمِسكينُ ٱلـمُستَكينُ
ای سرور من تا چه رسد به من؟ و حال آنکه من بنده ناتوان، خوار و کوچک، زمینگیر و درمانده توأم
يا إِلٰهى وَ رَبّى وَ سَيِّدى وَ مَولاى
لِأَیِّ ٱلأُمورِ إِلَيكَ أَشكو
وَ لـِما مِنها أَضِجُّ وَ أَبكى
ای خدای من و پروردگار و سرور و مولایم،
برای کدامیک از دردهایم به حضرتت شکایت کنم
و برای کدامین گرفتاریم به درگاهت بنالم و اشک بریزم؟
لِأَليمِ ٱلعَذابِ وَ شِدَّتِهِ
أَم لِطولِ ٱلبَلاءِ وَ مُدَّتِهِ
آیا برای دردناکی عذاب و سختی اش
یا برای طولانی شدن بلا و زمانش
فَلَئِن صَيَّرتَنى لِلعُقوباتِ مَعَ أَعدائِكَ
وَ جَمَعتَ بَينى وَ بَينَ أَهلِ بَلائِكَ
وَ فَرَّقتَ بَينى وَ بَينَ أَحِبّائِكَ وَ أَوليائِكَ
پس اگر مرا در عقوبت و مجازات با دشمنانت قرار دهی
و بین من و اهل عذابت جمع کنی
و میان من و عاشقان و دوستانت جدایی اندازی
فَهَبنى يا إِلٰهى وَ سَيِّدى وَ مَولاىَ وَ رَبِّى صَبَرتُ عَلىٰ عَذابِكَ
فَكَيفَ أَصبِرُ عَلىٰ فِراقِكَ
ای خدا و آقا و مولا و پروردگارم،
بر فرض که بر عذابت شکیبایی ورزم،
ولی بر فراقت چگونه صبر کنم؟
وَ هَبنى صَبَرتُ عَلىٰ حَرِّ نارِكَ
فَكَيفَ أَصبِرُ عَنِ ٱلنَّظَرِ إِلىٰ كَرامَتِكَ
أَم كَيفَ أَسكُنُ فِى ٱلنّارِ وَ رَجائِى عَفوُكَ
و گیرم بر سوزندگی آتشت شکیبایی کنم، اما چگونه چشم انداختن به بزرگمنشی و سخاوتت را تاب آورم یا چگونه در آتش، سکونت گزینم و حال آنکه امید من گذشت و چشمپوشی توست؟!
فَبِعِزَّتِكَ يا سَيِّدى وَ مَولاىَ
أُقسِمُ صادِقاً لَئِن تَرَكتَنى ناطِقاً
لَأَضِجَّنَّ إِلَيكَ بَينَ أَهلِها ضَجِيجَ ٱلآمِلِينَ
پس به توانمندی ات ای آقا و مولایم
سوگند صادقانه میخورم، اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذاری در میان اهل دوزخ به پیشگاهت سخت ناله سر دهم
وَ لَأَصرُخَنَّ إِلَيكَ صُراخَ ٱلـمُستَصرِخينَ
وَ لَأَبكيَنَّ عَلَيكَ بُكاءَ ٱلفاقِدينَ
همانند ناله ی آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم، همچون بانگ آنانکه خواهان دادرسی هستند و هر آینه به آستانت گریه میکنم چو آنانکه مبتلا به فقدان عزیزی میباشند
وَ لَأُناديَنَّكَ أَينَ كُنتَ يا وَلىَّ ٱلـمُؤْمِنينَ
يا غايَةَ آمالِ ٱلعارِفينَ
و هر آینه صدایت میزنم: کجایی ای سرپرست مؤمنان؟
آری کجایی ای نهایت آرزوی عارفان؟
يا غياثَ ٱلـمُستَغيثينَ
يا حَبيبَ قُلوبِ ٱلصّادِقينَ
وَ يا إِلٰهَ ٱلعالَـمينَ
ای فریادرس خواهندگان فریادرس
ای محبوب دلهای راستان
و ای معبود جهانیان
أَفَتُراكَ سُبحَانَكَ يا إِلٰهى وَ بِحَمدِكَ تَسمَعُ فيها صَوتَ عَبدٍ مُسلِمٍ سُجِنَ فيها بِمُخالَفَتِهِ
آیا این چنین است، ای خدای منزّه و ستوده که در دوزخ بشنوی صدای بنده مسلمانی که برای مخالفتش با دستورات تو زندانی شده
وَ ذاقَ طَعمَ عَذابِها بِمَعصيَتِهِ
وَ حُبِسَ بَينَ أَطباقِها بِجُرمِهِ وَ جَريرَتِهِ
و مزه عذابش را به خاطر نافرمانی چشیده و میان درکات دوزخ به علّت جرم و جنایتش محبوس شده
وَ هُوَ يَضِجُّ إِلَيكَ ضَجيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحمَتِكَ وَ يُناديكَ بِلِسانِ أَهلِ تَوحيدِكَ
وَ يَتَوَسَّلُ إِلَيكَ بِرُبوبيَّتِكَ
و حال آنکه در درگاهت سخت ناله میزند، همچون ناله آنکه آرزومند رحمت توست و با زبان اهل توحیدت تو را میخواند و به ربوبیتت به پیشگاهت توسّل میجوید
يا مَولاىَ فَكَيفَ يَبقىٰ فِى ٱلعَذابِ وَ هُوَ يَرجو ما سَلَفَ مِن حِلمِكَ أَم كَيفَ تُؤْلِـمُهُ ٱلنّارُ وَ هُوَ يَأْمُلُ فَضلَكَ وَ رَحمَتَكَ
ای مولای من، چگونه در عذاب بماند و حال آنکه امید به بردباری گذشته ات دارد یا آتش چگونه او را به درد آورد در حالیکه بخشش و رحمت تو را آرزو دارد؟!
أَم كَيفَ يُحرِقُهُ لَهيبُها وَ أَنتَ تَسمَعُ صَوتَهُ وَ تَرىٰ مَكانَهُ أَم كَيفَ يَشتَمِلُ عَلَيهِ زَفيرُها وَ أَنتَ تَعلَمُ ضَعفَهُ
یا چگونه شعله آتش او را بسوزاند درحالیکه فریادش را میشنوی و جایش را میبینی یا چگونه آتش او را دربر بگیرد و حال آنکه از ناتوانی اش خبرداری
أَم كَيفَ يَتَقَلقَلُ بَينَ أَطباقِها وَ أَنتَ تَعلَمُ صِدقَهُ أَم كَيفَ تَزجُرُهُ زَبانيَتُها
وَ هُوَ يُناديكَ يَا رَبَّهُ
یا چگونه در طبقات دوزخ به هر سو کشانده شود درحالی که راستگویی اش را میدانی، یا چگونه فرشته های عذاب او را با خشم برانند و حال آنکه تو را به پروردگاری ات میخواند
أَم كَيفَ يَرجو فَضلَكَ فى عِتقِهِ مِنها فَتَترُكُهُ فيها
یا چگونه ممکن است بخششت را در آزادی از دوزخ امید داشته باشد و تو او را در آنجا به همان حال واگذاری؟
هَيهاتَ ما ذٰلِكَ ٱلظَّنُ بِكَ وَ لَا ٱلـمَعروفُ مِن فَضلِكَ وَ لا مُشبِهٌ لـِما عامَلتَ بِهِ ٱلـمُوَحِّدينَ مِن بِرِّكَ وَ إِحسانِكَ
همه این امور از بنده نوازی تو بس دور است، هرگز گمان ما به تو این نیست و نه از فضل تو چنین گویند و نه به آنچه از خوبی و احسانت با اهل توحید رفتار کرده ای شباهتی دارد
فَبِٱليَقينِ أَقطَعُ لَولا ما حَكَمتَ بِهِ مِن تَعذيبِ جاحِديكَ وَ قَضَيتَ بِهِ مِن إِخلادِ مُعانِديكَ لَجَعَلتَ ٱلنّارَ كُلَّها بَرداً وَ سَلاماً
پس به یقین میدانم که اگر فرمانت در به عذاب کشیدن منکرانت نبود و دستورت به همیشگی بودن دشمنانت در آتش صادر نمیشد، هر آینه سرتاسر دوزخ را سرد و سلامت میکردی
وَ ما كانَ لِأَحَدٍ فيها مَقَرّاً وَ لا مُقاماً لٰكِنَّكَ تَقَدَّسَت أَسماؤُكَ أَقسَمتَ أَن تَملَأَها مِنَ ٱلكافِرينَ مِنَ ٱلجِنَّةِ وَٱلنّاسِ أَجمَعينَ
و برای احدی در آنجا قرار و جایگاهی نبود، امّا تو که نامهایت مقدّس است، سوگند یاد کردی که دوزخ را از همه ی کافران چه از جنّیان و چه آدمی پُر سازی
وَ أَن تُخَلِّدَ فيهَا ٱلـمُعانِدينَ
وَ أَنتَ جَلَّ ثَناؤُكَ قُلتَ مُبتَدِئاً
وَ تَطَوَّلتَ بِٱلإِنعامِ مُتَكَرِّماً
و ستیزه جویان را در آنجا همیشگی و جاودانه بداری و هم تو ـ که ثنایت برجسته و والا است ـ به این گفته ابتدا کردی و با نیکی و محبت و لطف، بزرگمنشی فرمودی
﴿أَفَمَن كانَ مُؤْمِناً كَمَن كانَ فاسِقاً لا يَستَوونَ﴾
که « آیا مؤمنانِ [اهل عبادت] مانند کسانی هستند که منحرف و نافرمانند؟ [نه، هرگز این دو گروه] مساوی نیستند»؛
إِلٰهى وَ سَيِّدى فَأَسأَلُكَ بِٱلقُدرَةِ ٱلَّتى قَدَّرتَها وَ بِٱلقَضيَّةِ ٱلَّتى حَتَمتَها وَ حَكَمتَها وَ غَلَبتَ مَن عَلَيهِ أَجرَيتَها
ای خدا و سرور من، از تو خواستارم به قدرتی که مقدّر کردی و به فرمانی که حتمیتش دادی و استوارش ساختی و بر کسی که بر او اجرایش کردی چیره کردی
أَن تَهَبَ لى فى هٰذِهِ ٱللَّيلَةِ وَ فى هٰذِهِ ٱلسّاعَةِ كُلَّ جُرمٍ أَجرَمتُهُ وَ كُلَّ ذَنبٍ أَذنَبتُهُ وَ كُلَّ قَبيحٍ أَسرَرتُهُ
که در این شب و در این ساعت بر من ببخشی هر جرمی که مرتکب شدم و هر گناهی که به آن آلوده گشتم و هر کار زشتی را که پنهان ساختم
وَ كُلَّ جَهلٍ عَمِلتُهُ كَتَمتُهُ أَو أَعلَنتُهُ أَخفَيتُهُ أَو أَظهَرتُهُ
وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرتَ بِإِثباتِهَا ٱلكِرامَ ٱلكاتِبينَ
و هر نادانی و جهلی که آن را بکار گرفتم، خواه پنهان کردم یا آشکار، نهان ساختم یا عیان و هر کار زشتی که دستور ثبت آن را به نویسندگان بزرگوار دادی
اَلَّذينَ وَكَّلتَهُم بِحِفظِ ما يَكونُ مِنّى
وَ جَعَلتَهُم شُهوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى
وَ كُنتَ أَنتَ ٱلرَّقيبَ عَلَىَّ مِن وَرائِهِم
آنان که بر ضبط آنچه از من سر زند گماشتی
و آنان را نیز گواهانی بر من قراردادی علاوه بر اعضایم
و خود فراتر از آنها مراقب من بودی
وَٱلشّاهِدَ لِـما خَفىَ عَنهُم
وَ بِرَحمَتِكَ أَخفَيتَهُ
وَ بِفَضلِكَ سَتَرتَهُ
و شاهد بر آنچه از آنان پنهان ماند
و به یقین با رحمتت پنهان ساختی
و با احسانت پوشاندی
وَ أَن تُوَفِّرَ حَظّى مِن كُلِّ خَيرٍ أَنزَلتَهُ
أَو إِحسانٍ فَضَّلتَهُ أَو بِرٍّ نَشَرتَهُ أَو رِزقٍ بَسَطتَهُ أَو ذَنبٍ تَغفِرُهُ أَو خَطَاٍ تَستُرُهُ
و اینکه از تو میخواهم از هرچیزیکه نازل کردی
یا احسانی که مرحمت نمودی یا برّ و نیکی که گستردی یا رزقی که گسترش دادی یا گناهی که بیامرزی یا خطایی که بپوشانی
يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ
يا إِلٰهى وَ سَيِّدى وَ مَولاىَ وَ مالِكَ رِقّى
پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا!
ای خدای من، ای سرور من، ای مولای من و اختیاردارم
يا مَن بِيَدِهِ نَاصيَتى يَا عَليماً بِضُرّى وَ مَسكَنَتى يا خَبیراً بِفَقرى وَ فاقَتى
يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ
ای کسی که مهارم به دست اوست، ای آگاه از پریشانی و ناتوانیام، ای دانای تهیدستی و ناداریام،
پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا!
أَسأَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدسِكَ وَ أَعظَمِ صِفاتِكَ وَ أَسمائِكَ أَن تَجعَلَ أَوقاتى مِنَ ٱللَّيلِ وَٱلنَّهارِ بِذِكرِكَ مَعمورَةً
از تو درخواست میکنم به حقّت و قداست و پاکیات و بزرگترین صفات و نامهایت که همه اوقاتم را از شب و روز به یادت آباد کنی
وَ بِخِدمَتِكَ مَوصولَةً وَ أَعمالى عِندَكَ مَقبولَةً حَتّىٰ تَكونَ أَعمالى وَ أَورادى كُلُّها وِرداً واحِداً وَ حالى فى خِدمَتِكَ سَرمَداً
و به خدمتگزاریات پیوسته بداری؛ و اعمالم را در پیشگاهت پذیرفته قراردهی تا آنکه اعمال و اورادم هماهنگ و همسو و همه ورد واحدی باشد و حالم در خدمت تو پاینده گردد
يا سَيِّدى يا مَن عَلَيهِ مُعَوَّلى
يا مَن إِلَيهِ شَكَوتُ أَحوالى
يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ
ای سرور من، ای آنکه بر او تکیه دارم،
ای آنکه شکایت حالم را تنها بهسوی او برم،
ای پروردگارم، ای پروردگارم، ای پروردگارم،
قَوِّ عَلىٰ خِدمَتِكَ جَوارِحى وَٱشدُد عَلَى ٱلعَزيمَةِ جَوانِحى وَ هَب لـىَ ٱلجِدَّ فى خَشيَتِكَ وَٱلدَّوامَ فِى ٱلإِتِّصالِ بِخِدمَتِكَ
اعضایم را در راه خدمتت نیرو بخش و دلم را بر عزم و همّتت محکم کن و کوشش در راستای پروایت و دوام در پیوستن به خدمتت را به من ارزانی دار
حَتّىٰ أَسرَحَ إِلَيكَ فى مَيادينِ ٱلسّابِقينَ
وَ أُسرِعَ إِلَيكَ فِى ٱلبارِزينَ
وَ أَشتاقَ إِلىٰ قُربِكَ فِى ٱلـمُشتاقينَ
تا به سویت در میدانهای پیشتازان برانم؛
و به سویت در میان شتابندگان بشتابم
و مشتاقانه به سوی قربت در میان مشتاقان قرار گیرم
وَ أَدنُوَ مِنكَ دُنُوَّ ٱلـمُخلِصينَ
وَ أَخافَكَ مَخافَةَ ٱلـموقِنينَ
وَ أَجتَمِعَ فى جِوارِكَ مَعَ ٱلـمُؤْمِنينَ
و همانند مخلصان به تو نزدیک شوم و چون یقین آوردگان از جاه و عظمت تو بهراسم و با اهل ایمان در جوارت گرد آیم
اَللّٰهُمَّ وَ مَن أَرادَنى بِسوءٍ فَأَرِدهُ
وَ مَن كادَنى فَكِدهُ
خدایا! هرکس مرا به بدی قصد کند تو قصدش کن
و هرکس با من مکر ورزد تو نسیت به او چاره سازی کن
وَٱجعَلنى مِن أَحسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِندَكَ وَ أَقرَبِهِم مَنزِلَةً مِنكَ وَ أَخَصِّهِم زُلفَةً لَدَيكَ فَإِنَّهُ لايُنالُ ذٰلِكَ إِلّا بِفَضلِكَ
و مرا از بهره مندترین بندگانت نزد خود و نزدیکترینشان در منزلت به تو و ویژه ترینشان در رتبه به پیشگاهت بگردان، زیرا این همه به دست نیاید جز به فضل و احسان تو،
وَ جُد لى بِجودِكَ وَٱعطِف عَلَىَّ بِمَجدِكَ وَٱحفَظنى بِرَحمَتِكَ وَٱجعَل لِسانى بِذِكرِكَ لَهِجاً وَ قَلبى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً
خدایا! با جودت به من جود کن و با بزرگواریات به من نظر انداز؛ و با رحمتت مرا نگاهدار و زبانم را به ذکرت گویا کن و دلم را به محبتت شیفته و شیدا فرما
وَ مُنَّ عَلَىَّ بِحُسنِ إِجابَتِكَ
وَ أَقِلنى عَثرَتى وَٱغفِر زَلَّتى
و بر من منّت گذار با پاسخ نیکویت
و لغزشم را نادیده انگار و گناهم را ببخش
فَإِنَّكَ قَضَيتَ عَلىٰ عِبادِكَ بِعِبادَتِكَ
وَ أَمَرتَهُم بِدُعائِكَ وَ ضَمِنتَ لَهُمُ ٱلإِجابَةَ
زیرا تو بندگانت را به بندگی فرمان دادی و به دعا و درخواست از خود دستور دادی و اجابت دعا را برای آنان ضامن شدی
فَإِلَيكَ يا رَبِّ نَصَبتُ وَجهى
وَ إِلَيكَ يا رَبِّ مَدَدتُ يَدى
فَبِعِزَّتِكَ ٱستَجِب لى دُعائى
پس ای پروردگار من فقط روی به سوی تو نهادم
و دستم را تنها به جانب تو دراز کردم
پس تو را به عزّتت سوگند میدهم که دعایم را مستجاب کنی
وَ بَلِّغنى مُناىَ
وَ لا تَقطَع مِن فَضلِكَ رَجائى
وَٱكفِنِى شَرَّ ٱلجِنِّ وَٱلإِنسِ مِن أَعدائى
و مرا به آرزویم برسانی
و امیدم را از احسان و فضلت ناامید نکنی
و شرّ دشمنانم را از جن و آدمی از من بازداری
يا سَريعَ ٱلرِّضا
اِغفِر لِـمَن لايَملِكُ إِلّا ٱلدُّعاءَ
فَإِنَّكَ فَعّالٌ لِـما تَشاءُ
ای خدایی که به سرعت از بنده ات خشنود میشوی
بیامرز آن را که جز دعا مالک چیزی نیست
همانا تو هرچه بخواهی انجام میدهی
يا مَنِ ٱسمُهُ دَواءٌ وَ ذِكرُهُ شِفاءٌ
وَ طاعَتُهُ غِنىً اِرحَم مَن رَأْسُ مالِهِ ٱلرَّجاءُ وَ سِلاحُهُ ٱلبُكاءُ
ای آنکه نامش دوا و یادش درمان
و طاعتش توانگری است، رحم کن به کسی که سرمایه اش امید و ساز و برگش اشکریزان است
يا سابِغَ ٱلنِّعَمِ يا دَافِعَ ٱلنِّقَمِ
يا نورَ ٱلـمُستَوحِشينَ فِى ٱلظُّلَمِ
يا عالِـماً لايُعَلَّمُ
ای گسترش دهنده نعمتها، ای دورکنندهی بلاها،
ای روشنیبخش وحشت زدگان در تاریکیها،
ای دانای ناآموخته
صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَٱفعَل بى ما أَنتَ أَهلُهُ وَ صَلَّى ٱللّٰهُ عَلىٰ رَسولِهِ وَٱلأَئِمَّةِ ٱلـمَيامينَ مِن آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسليماً كَثيراً
بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنان کن که شایسته اش هستی و درود و سلام فراوان خدا بر پیامبرش و بر امامان خجسته از خاندانش

 

رمزینه این صفحه

Qr Code

رمزینه وبگاه

Qr Code